عبد الله محمدی :اعتراض
دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی کابل و تحصنشان در مقابل پارلمان علیه
تبعیض و فساد حاکم در دانشگاه کابل، دالّ بر رسیدنِ این دانشجویان به
خودآگاهی است.
در حال حاضر، باید به این امر واقف باشیم که حاکمیت ظلمتِ گذشته همچنان در
جامعۀ ما حاکم است و تا جای ممکن، موانعی جدی بر سر راهِ تحصیل دانش و
رسیدن به آگاهی از خود و وضعیت کنونی خواهد گذاشت. باید بدانیم که سیاست
عبدالرحمانی، همچنان بر بالای سرمان ایستاده و با کوچکترین غفلت ما،
سگـگرگیهای فرهادشاه را به سمتمان روان خواهد کرد. حال که ریشۀ نهال
نورستۀ این آگاهی شکل گرفته، باید هشیار بود که مبادا در ظلمت شبهای
دیرپای افغانستان، زیر چکمههای پولادینِ امرایِ اوباش و رؤسایِ اراذلِ
کابل لگدمال شود.
البته
اینکه این اقدامات چقدر مؤثر خواهند افتاد، باید منتظر ماند و دید. لیکن
باید به خاطر داشته باشیم که دانشجویان اولاً به مثابۀ نیروی مقاومتکننده و
معترض در درون نهادی دولتی دست به مبارزه میزنند و به همین خاطر، شاید
زور کافی نداشته باشند. ثانیاً، این تلاشها، حداقل سنگپرانیهایی هستند
به عرصۀ نمادین، شاید که چهرۀ سیاه و ظلمانی حاکم تَرَکی بردارد و جایگاه
کاذبش فرو بریزد و مهمتر از همه، بودنِ عقلانیِ ما برای خودمان اثبات شود و
در جلویِ چشمِ جهان به نمایش درآید.
محمد سمیع پور:وقتی
شنیدم که جناب عثمان بابری به جای رسیدگی به خواست دانشجویان و عذر خواهی
با پافشاری بر مواضع نژادپرستانه، دانشجویان را فاسد و ناکام خوانده و
اعتصاب غذای عدالتخواهانه و اصلاحطلبانه این عزیزان را حرکتی قومی نام
نهاده! به یاد جمله ای از کارل مارکس افتادم که میگوید: «هر آنچه سخت و
استوار است، دود میشود و به هوا میرود» با وجود اینکه دانشجویان لحظات
سختی را سپری میکنند و شدیداً تحت فشار هستند اما مقاومت عدالتخواهانه و
اصلاحطلبانه آنان میتواند ساختارهای سخت استبدادی و نژادپرستانه کشور را
نابود سازد.