جنبش عدالت خواهی دانشجویی و درسهای دانشگاه خیابان

جمهوری سکوت
در ابتدا پیروزی جنبش دانشجویی را به تمام دانشجویان تبریک می گویم و مسمی شدن "اول جوزا"، را به عنوان" روز جنبش دانشجویی" به پاس داشت و قدردانی از جنبش دانشجویان برای مبارزه با تبعیض، بی عدالتی، بی قانونی و تعصب را بسیار نیک می دانم.
فکر و حس مبارزه با تبعیض، بی عدالتی، بی قانونی و تعصب در میان تعداد زیادی از دانشجویان سرزمین ما همیشه وجود داشت و دارد؛ گویا عدالتخواهی با ذات آدمها گره خورده و دانشجو در این میان پیشگام است. در عرصهعمل، آنان بارها پس از مراجعه به ارگانهای مسئول، جواب اصولی دریافت نکردند، پس تصمیم گرفتند که با منطق جدای از منطق انتحار و انفجار به مبارزه خود ادامه دهند. برای این کار آنها تصمیم گرفتند که از دانشگاه به خیابان بیایند، در کنار مردم عادی از ظلم و تبعیض و بی سوادی که در دانشگاه وجود دارد مردم را با خبر سازند.
دانشجویانی که تصمیم گرفته بودند تا ایده مبارزه با تبعیض را عملی کنند به خیابان آمدند و همه در دانشگاه خیابان نشستند و اعلان تحصن غذایی کردند. همه چیز نامعلوم بود، آیا می شود که از این حرکت نتیجه گرفت؟ آیا منطق درمیان گذاری مشکلات با مردم جواب می دهد؟ یا نه، منطق انتحار و انفجار جواب دِه خواهد بود؟ معلوم نبود. در ابتدا به حرکت، توجه چندانی نشد تا اینکه عدالتخواهان از سراسر جهان از طریق شبکه های دانشجوی از ماجرا آگاه شدند و شروع به کار کردند. هر کس به زعم خود نقش گرفت. متحصصنین در دانشگاه خیابان تحصن کردند و عدالت خواهان زیادی در کشورهای مختلف کامپیوترهای شان را سنگر ساختند و شروع به مبارزه کردند.
اولین کاری که در مقابل این حرکت انجام شد این بود که به حرکت اَنگ قومی زدند. مسؤلان متعصب برای ناچیز جلوه دادن این جریان از سیاست تفرقة قومی استفاده کردند تا جریان را بخشکانند و به سلسله حکمرانی خانوادگی خود به نام اقوام ادامه دهند ولی چیزی که عیان است چه لازم به بیان. خرابی این وطن، فقر جاری در این وطن، بی عدالتی جاری در این سزمین، بی قانونی جاری در این خاک را هیچ کدام از ساکنین این سرزمین نمی توانند انکار کنند. بنابراین هر چند این ترفند و سیاست در بسیاری از مواقع در گذشته کار ساز شد ولی جنبش، توانست این مشکل را به خوبی حل کند و با اعلان حمایت از سوی همه هموطنان تبدیل به یک پروسه ملی شد.
یکی دو تا از رسانه های داخلی، جریان را پوشش دادند و شبکه وسیع اجتماعی جهانی عدالت خواهان با جدیت به میدان آمدند. در ضمن، دانشجویان متحصصن، با ایجاد صفحهی رسمی در یکی از شبکه های اجتماعی، بر توانایی جنبش افزودند.
رهبران، نمایندگان مجلس، جامعه مدنی، حاجی ها ، قلم بدستان ، روحانیون و بسیاری دیگر از جنبش حمایت کردند. و این را بعدا تاریخ قضاوت خواهد کرد که صادقانه در راستای اهداف جنبش گام می گذاشت و چه کسانی فقط از پی ماهی مراد شخصی و بهره برداری تلاش کردند، در هر صورت همه در تلاش بودند.
دردمندان اجتماعی، قلم بدستان آگاه، و روشنفکران هم از کسانی بودند که در پیشرفت حرکت جنبش، بسیار کار کردند که میشود از آنها به عنوان رهبران اجتماعی نام برد، چه آنهایی که صادقانه در کابل از تحصن و کم و کیف جنبش عکس و گزارش تهیه می کردند و بدون هیچ چشم داشت شخصی تلاش می کردند و چه کسانی که در دیگر نقاط دنیا فکر و ایده می دادند و در نشر ایده ها و عکس ها و گزارشات همکاری می کردند.
در جریان مبارزه و اعتصاب دانشجویان از همان ابتدا دو طرف رسمی وجود داشت، یکی دانشجویان عدالت خواه و دیگر مسئولین متعصب. طرف دانشجویان ثابت قدم بر اهداف خود پافشاری کردند، والبته خوب همه مدیریت کردند. دانشجویان دو کار را به خوبی انجام داند: از رسانه ها و به خصوص شبکه های اجتماعی به خوبی استفاده کردند و دیگر به خوبی با توطئه هایی که علیه شان طراحی شد، برخورد کردند.
و اما طرف مسئولین متعصب هم شدیداَ کار کردند. قومی قلمداد کردن جریان، راه اندازی تظاهرات های مشابه در نقاط دیگر شهر و پخش شایعه مورد هجوم قرار گرفتن جمعیت متحصن توسط انتحاری و ... فشارهای روانی آنها بود. گذشته از انگ قومی زدن به جهت کم کردن پایگاه مردمی حرکت، لوچک خطاب کردن دانشجویان توسط بابری لوچک یکی دیگر از کارهایی بود که انجام دادند. زمان خریدن به بهانه این که وزیر نیست، وعده تشکیل کمیته بررسی موضوع را به دانشجویان دادند و زمانی که فشار افکار عامه و رسانه ها و جامعه مدنی بیشتر شد وعده تعلیق از مسئولیت ریئس دانشکده را دادند! و سرانجام در برابر دهها دوربین و در میان هزاران نفر عاجزانه تسلیم خواستهای بر حق دانشجویان شدند.
دریک کلام، در مرحله آغازین جنبش عدالت خواهی دانشجویی، دانشجو، رهبران اجتماعی، دموکراسی و منطق گفتمان عدالت خواهی پیروز شد. همه ملت، همه مردم افغانستان و همه اقوام پیروز شدند و تعصب، تبعیض، بی عدالتی ، بی قانونی، قوم پرستی و منطق انتحار و انفجار شکست خورد. اما بر هیچ کس پوشیده نیست که این حرکت و این پیروزی، اولین گام است و کارهای زیادی هست که همت دوچندان را می طلبد.
حرکت فراقومی، چه در شروع و چه زمان حال و چه در ادامه جریان بسیار مهم است، جمعیت افغانستان را ترکیبی از اقوام متعدد تشکیل می دهد و همان طور که در گذشته تاریخی و زمان حال قابل تشخیص است یک قوم و یا دوقوم یا شرکت صوری اقوام نمی تواند به تنهایی این وطن را آباد کنند. با در نظر داشت این موضوع حضور واقعی همه اقوام برای آباد سازی این وطن لازم می باشد و برای ادامه این جنبش دانشجویی هم باید این ملاحضه را در نظر گرفت. و یک از اصلی ترین دلایلی که این جنبش همه بسیار سخت نتیجه دلخواه را زاید هم همین موضوع بود، که باید برای رفع آن در حال حاضر و در آینده کار صورت گیرد.
با حفظ هویت و احترام به همه اقوام، همه چیزهای خوب را برای همه بخواهیم و این موضوع را در گفته ها، رفتارها و نوشته هایمان نشان دهیم. نشان دهیم که رفتار بد اشخاص، مختص به آن شخص می باشد و رفتار یک شخص را به کل قوم نسبت ندهیم.
شکل دادن تشکّل رسمی دانشجویی برای ادامه این حرکت تاریخی، داشتن یک آرم و نشان و فعال سازی یک وب سایت، هم برای ادامه فعالیت جنبش دانشجویی اهمیت حیاتی دارد. استقلال جنبش، ضامن بقا و تداوم آن است که از مصادره کردن افتخارات آن توسط فرصت طلبان و دلالان سیاسیِ در کمین، جلوگیری می کند.
همدلی و نگاشتن طرح راهبردی، ایجاد و تداوم حلقه اتصالی جنبش در تمام ولایات، نکات کلیدی این جنبش است.

جمهوری سکوت به عنوان رسانه عدالت خواهی، پویایی بیشتر اهداف جنبش عدالت خواهی را آرزومند است و بر دستان یکایک دانشجویان عزیز بوسه زده و به آنان اطمینان می دهد که همواره در کنارشان خواهد بود.