کهن یادگار سر زمین آذر (فیلم مستند)
واقعیت های فراموش شده هزاره ها
کهن یادگار سر زمین آذر (فیلم مستند)

دکتر اسدالله رادمند
پیچیدگی واقعیت های اجتماعی افغانستان اصول خاص خود را می طلبد که با هیچ معیار فردی قابل بافت نیست. کار ستُرگ هنری از سمیع الله عطایی نویسنده و کارگردان جوان و برجسته ای کشور ما، محمد انور پویا و سمیع الله عطایی (تهیه کنندگان) و مهدی حبیبی (سرمایهگذار) و همین طور هنرمندی هنرمندان دلسوز مرز و بوم هزاره تحت عنوان <کهن یادگار سرزمین آذر> که نقاب از رسوم و عنعنات رایج در میان مردم <هزاره ها> برداشته، نه تنها واجد ارج گذاری و توصیف اند. بلکه حاوی مجموعه رسومات هزاره ها است، که در ذات خود بی نظیراند. ممکن است برخی با واژه <آذر> نا آشنا باشد، که درگیر کننده ای ذهنش باشد، با توضیح مختصر این ابهام رفع خواهد شد. آذر به معنای آتش است، آذر و آتش در بسیاری از نوشته های شعرا و فیلسوفان هزاره آورده شده است، که از آن جمله در اشعار سنایی غزنوی، فردوسی و مولوی دیده می شود، یکی از روایتهای که در این زمینه وجود دارد این است که هزاره تغییر یافته ای آذر است، زیرا در برخی از متون چینی مناطق غور، بامیان و غزنه بنام شهر آتش نیز یاد شده است. روایت دیگر این است که زادگاه زردتشت در هزارستان امروزی بوده، به همین لحاظ است که هزاره ها با آتش انسی بیشتری دارد و از آن در مراسم گوناگون استفاده می کند. بعنوان مثال، روشن کردن آتش در مسیر عروس (بیری)، از آتش پریدن، سه شب اول سر قبر متوفی آتش روشن کردن، عروس و داماد را دور (دیگدان یا جای که آتش روشن می کند) گرداندن و بسیاری از مناسک دیگر که نیازمند به گفتن ندارد، جهت معلومات بیشتر به پایان نامه سمیع الله عطایی تحت عنوان آیینهای نمایشیِ هزارهها در افغانستان مراجعه گردد.

این قطعه هنری که بصورت فیلم مستند داستانی در آورده شده است، دستمایه یک جمع با احساس و با انگیزه است، که هدفش علاوه بر آموزه های مردم شناختی، حفظ فرهنگ اصیل و جلوگیری از سرقت های هنری نیز است که برخی ها به چنین امری دست یازیده اند. چیدمان این مجموعه چنان واراسته، زیبا و منصفانه است، که نه تنها ادعاهای برخی از اقوام را به چالش می طلبد، بلکه رعایت معیارهای اخلاقی و اجتماعی که واجد چنین رهیافت اند موازنه برتری جویی و برتری طلبی را در چارچوب هنجاری تعیین شده نیز بهم می ریزند.

حفظ فرهنگ، هنر و اخلاق جامعه در قالب مجموعه های مستند و هنری، نوعی از روشهای شهودگرایی است که ثمره دسترنج جوانان با احساس اند. نمایاندن واقعیت های کم کم فراموش شده و تدوین چنین ارزشها نقطه ای عطفی است برای سازندگی ساختارهای اجتماعی و همین طور بافت های در هم طنیده، که زاویه های در حال افزایش میان اقوام را کاهش و ناهنجاری های ملتهب در حال صعود را ملهم خواهند کرد.

جدا از اینکه خلاقیت های خاصی آموزشی در این فیلم برای نسل موجود و آینده نهاده شده، بی طرفی و عدم گرایش منفعت طلبانه در آن و نیز رعایت هنجارهای موجود در جامعه هزاره از نقطه های قوت و ارزنده ای این فیلم به شمار می رود. به تصویر کشیده شدن فرهنگ و میراث آذر با ژرف کاوی تمام که بدون حد و حصر گویای فرهنگ اصیل هزاره ها است، بازتابانده واقعیت های ماندگار کهن از یک تاریخ اند، که تا امروز از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده به مانند یکی از استوارترین شالوده های اجتماعی بر جای مانده است.
این اثر گرانبها و ستودنی که برای من و تو <هویت دهنده> و جلوگیری کننده <ملکیت ستایی> از دست دیگران به شمار می رود، پذیرای برای غیر (داخلی و خارجی) نخواهد داشت. زیرا فرجامی که خلق شدن چنین اثرها دارد این است که نخست دست یازیدن برخی اقوام را نه تنها به آن دشوار می سازد، بلکه ناممکن می سازد. دوماً، خود باوری و خود سازی را در وجود <ره گم کرده ها> و همین طور <کرها و کورهای خفته> بیدار می سازند که هزاره بودن دیگر جرم نیست بلکه افتخار نیز هست.

به این لحاظ است که دیدن این فیلم و فیلم های از این قبیل خریدار دارد، فیلمی که نگارنده شخصاً آن را رویت کرده، چنان جذاب و شیرین است، که در بسیاری از موارد اشکهای شادی را بر گونه های بی احساس و بی انگیزه ای من جاری کرد. بدین سان برای تک تک شما دوستداران، فرهنگ، هنر، اخلاق و مردم شناس سفارش می کنم تا تماشای آن را از دست ندهید؛ زیرا هویت ما در گرو فرهنگ ماست.



منبع: http://myurozgan.com/fa-AF/article/8078/