احمد بهزاد نماینده مجلس نماینده گان افغانستان


حملات وحشیانه تروریستی بر هزاره های کویته مدتی است که به عمده ترین نگرانی جامعه هزاره در سراسر جهان تبدیل شده است , تا جایی که اعتراضات جمعی هزاره ها در بعضی از کشورها , ابراز همدردی های را نیز در پی داشته است . همچنان اقدامات سیاسی فعالین جامعه هزاره پاکستان که در قالب ٌ هزاره دموکراتیک پارتی ٌ انسجام یافته صدای مظلومیت هزاره های کویته را انعکاس داده است . با همه اینها جنایت و خشونت علیه هزاره ها در کویته بیداد می کند و حتی با تهدیدات اخیر ٌ لشکر جنگوی ٌ که خبر از آماده بودن دهها موتر حامل مواد منفجره داده است , این نگرانی وجود دارد که حمله بر هزاره ها در کویته تبدیل به یک نسل کشی آشکار گردد .

واقعیت های موجود در منطقه بیانگر آسیب پذیری جدی جامعه هزاره است ؛ جامعه ای که در یکصد و بیست سال اخیر قربانی همیشگی خشونت ورزی عناصر داخلی و رقابت های عوامل بیرونی بوده است . در یک دهه اخیر تبارز مثبت هزاره ها در عرصه تحول اجتماعی کینه ورزی های دیگری را – عمدتا به منظور کند سازی روند تحول – متوجه این جامعه کرده است که مقابله با آن نیازمند هوشمندی , همگرایی و تعامل فعال و سازنده با جهان بیرون است .

در رابطه با اینکه علت آماج قرار گرفتن هزاره ها در پاکستان چیست ؟ و اینکه عامل چنین حملاتی کدام گروه است ؟ و یا اینکه چه نیرو و قدرتی در پس این خشونت ها قرار دارد ؟ گمانه زنی های صورت می گیرد ؛ اما حکم قطعی دادن در رابطه به هر یک از پرسشهای فوق , با توجه به ناپایداری اوضاع منطقه و دخیل بودن بازیگران بی شمار پیدا و نا پیدای این میدان , کاری بس مشکل است . با وجود این همه نمی توان خشونت های اخیر علیه هزاره ها را از کینه توزی های با سابقه علیه این جامعه به کلی جدا دانست

اولین فرض در بیان علت تهاجم علیه هزاره ها هویت مذهبی آنها بیان می شود که اکثریت آنها شیعه مذهب اند . بدون تردید یکی از محور های ترور و خشونت در پاکستان طی سالیان اخیر فرقه گرایی های خشن و خونبار بوده است که عمدتا صحنه این تاخت و تاز ها ایالتهای پنجاب , سند و سرحد ( مناطق شیعیان غیر هزاره ) بوده است . در این بین و حتی در اوج ترور های فرقه ای ( دهه شصت و هفتاد ) هزاره های کویته تا حدود زیادی از مصایب آن در امان مانده بودند . حال اگر علت آماج قرار گرفتن هزاره های کویته را شیعه بودن آنان بدانیم باید ببینیم در دهه هشتاد چه تحولاتی صورت گرفته که دامنه این مصیبت را به ٌ هزاره تاون ٌ و ٌ علمدار رود ٌ کشانده است ؟

با این حال آنچه که تقابل های فرقه گرایانه را به عنوان تنها عامل فجایع کویته زیر سوال می برد , آرامش در جبهه های اصلی جنگ فرقه ای در پاکستان است . بویژه اینکه ترور های مذهبی معمولا فصل خاصی دارد .

دومین فرض در بیان علت این حملات , هویت قومی هزاره ها عنوان می شود که در پیشینه خود فجایع و قتل عامهای زیادی را به یاد دارد . آنچه که این فرضیه را نیز زیر سؤال می برد بی سابقه بودن این حجم از حملات حتی در اوج جنگهای داخلی افغانستان در دهه هفتاد است . در آن زمان کویته کانون فعالیت های هنری ( عمدتا موسیقی ) هنرمندان هزاره بود که پیامها و آرمانهای ملی گرایانه هزاره ها را با ادبیاتی تیز و تند به چهار گوشه جهان می پراکند . هیچ یک از تجمعات آن روزگار کویته که حول محور شعار های قومی و سکولار با جنب و جوش فراوان هم دایر می شد چنین هجمه و خشونتی را تجربه نکرد . در حالی که کنسرت هزارگی با شعار ٌ هزاره های جهان متحد شوید ٌ در فاصله چند صد متری از جلوس حامیان طالبان و یا سایر گروههای قومی برگزار می شد و بی هیچ خشونت و درگیری پایان می یافت . فرض سوم تلاش بازی سازان و صحنه گردانان جنگ های فرقه ای است که حالا سخت در تکاپوی این هستند تا قلمرو نفوذ خود را توسعه دهند . آسیب پذیر شدن اقلیت های مذهبی در کشمکش نزاع های فرقه ای برای آنها سربازان بی مزد و مواجبی را فراهم خواهد ساخت که از بیم رقیبان خونریز به دام حامیان خونخوار فرو می افتند . این فرضیه در شرایطی در صف احتمالات دیگر می نشیند که ببینیم در ده سال اخیر بطور خزنده و آرام محور اجتماعات بزرگ از شعارهای قومی و سکولار به شعارهای مذهبی تغییر جهت داده است

فرض چهارم زور آزمایی طرف های درگیر در بحران افغانستان است . درین فرضیه نا امن سازی پاکستان به عنوان یک اهرم فشار بالای این کشور به منظور وادار ساختن آن به تغییر سیاست هایش و دست کشیدن از تجهیز و تمویل طالبان مطرح می شود . در این فرضیه هزاره های کویته هدف استراتیژیک بازی سازان به حساب نمی آیند ؛ بلکه در مسیر یک پروژه کلان قربانی می شوند . پذیرش این فرضیه با توجه به سابقه طالب سازی اسلام آباد و استفاده جویی آن از بنیادگرایی مذهبی در پیشبرد سیاستهای منطقه ای اش کمی دشوار به نظر می رسد ؛ اما بازی با آتش , آتش افروزان را نیز آسیب پذیر می سازد . این فرضیه را با احتساب ادعاهای قبلی اسلام آباد به تلاش برخی کشورها برای ناامن سازی ایالت بلوچستان باید در ردیف فرضیه ها قرار داد .

در کنار فرضیه های فوق می توان فرضیه های دیگری را هم در رابطه با حملات خونبار اخیر علیه هزاره های مظلوم کویته مطرح ساخت

شاید برخی از دوستان طرح فرضیه های گوناگون را مغلق ساختن موضوع دانسته و با توجه به ادعاهای گروه جنگوی که مسؤلیت حملات اخیر را برعهده گرفته و دلایلی صرفا مذهبی را هم برای آن بر شمرده , ابعاد ماجرا را واضح بدانند ؛ اما برای من ابهامات جدی زیادی در جریان رخدادهای فاجعه بار کویته وجود دارد که زدودن آن بهتر می تواند راه مقابله با آن را به ما نشان دهد .


 

چه باید کرد ؟

در شرایط فعلی طرح وسیع و گسترده فجایع کویته به عنوان نمونه ای از جنایت علیه بشریت در سطح جهان می تواند در دستور کار ما قرار گیرد . این مهم را می توان از طریق :

 -برپایی تجمعات اعتراض آمیز در کشورهای غربی

 -انتشار وضعیت در رسانه های جهان

 -حضور در پارلمانهای کشورهای غربی ( مانند آنچه در لندن صورت گرفت)

 - همراه ساختن چهره های صاحب نام جهان در محکوم کردن فجایع کویته ( مانند اقدام دوستان در همراه ساختن شعرای جهان)

-بهره گیری از فرصت های مانند برگزاری کنفرانس های مهم بین المللی یا در جریان مسافرت های دولتمردان پاکستان برای بیان اعتراضات مدنی

 -تماس فعالین جامعه هزاره با دولتمردان کشورهای دوست و یا علاقمند به سرنوشت هزاره ها و جلب توجه آنان نسبت به حوادث کویته ( مانند سفر چند ماه قبل نگارنده با آقای عبدالخالق هزاره و دوستان HDP به ترکیه و گفتگوهای که تا سطح معاون آقای اردوغان صورت گرفت)

 

 حضور فعال و منسجم هزاره ها در یک حرکت گسترده جهانی با شعار نفی خشونت , ترور و بنیادگرایی علاوه براین که در حال حاضر تنها امکان مجادله با حوادث کویته است می تواند در بردارنده فواید ذیل باشد :

  –آشنا ساختن افکار عمومی جهان از رنج و مرارت دیر پای هزاره ها : فراموش نکنیم جوامعی که در محاصره دشمنان و رقبای خود متحمل رنج و مرارت و یا قتل و خشونت بوده اند از تبلیغ و همراه سازی افکار عمومی جهان بیشترین بهره را در مصؤن سازی خود برده اند

  –باز شناساندن هزاره ها به جهان به عنوان جامعه ای که قربانی خشونت است و نه عامل آن : متأسفانه جامعه هزاره نیروی مبلغ و لابی مؤثر در کانون تصمیم گیریهای جهانی نداشته و در خلاء این نیرو تصویری نامطبوع از رهبران سیاسی آن ترسیم شده است

 – مرزبندی با جریانهای بنیادگرای مذهبی : روند حوادث در خاورمیانه در ماه های پیش رو قطب بندیهای مذهبی را تشدید خواهد کرد . حمایت سرسختانه ایران از رژیم سوریه و حمایت متقابل اعراب و ترکیه از مخالفین اسد , بحران بحرین و ماجراهای ازین قبیل می تواند به فرقه گرایی های بیشتر بیانجامد و در صورت عدم مرزبندی با جریان سازی های فرقه گرایانه , پرداخت هزینه بیشتر توسط هزاره ها دور از ذهن نیست

 –فاصله گرفتن از جدال مذهبی : در شرایط این چنینی و در فضای احساسی پس از این رویدادها عناصری خواهند کوشید تا بر طبل مقابله باالمثل بکوبند . پرهیز از ورود به چرخه مصیبت بار خشونت و خشونت باید دغدغه تمام نیروهای جامعه هزاره باشد

 –پر هزینه ساختن این جنایت برای دولتهای مسؤل : دولت پاکستان چه در رابطه با حفظ امنیت شهروندان خود کوتاهی کرده باشد و یا اینکه حلقاتی در درون این دولت زمینه ساز این حملات باشند باید تحت فشار شدید قرار گیرد تا وادار گردد نقش یک دولت مسؤل در تأمین امنیت شهروندانش را ایفا کند .

از کنار حوادث خونبار کویته نباید به سادگی گذشت و نباید در جستجوی راه مقابله با آن اسیر ناشکیبایی شد . خشونتی که امروز در برابر هزاره قرار گرفته اگر با جدیت و عقلانیت جامعه ما مقابله نشود تبدیل به پر هزینه ترین چالش یکصد سال اخیر برای ما و دیگر مردمان این منطقه خواهد شد . که هرگز چنین مبادا !

منبع:سایت غرجستان