آشنایی با یکی دیگر از نخبه های افغانستان (ابراهیم جعفری)
ابراهيم جعفري
متولد 1362 در غربت
نيمیش زتركستان، نیمیش ز فرغانه (اهل كشور افغانستان)
خداوند از كودكي نعمتي به نام پدر را از وي گرفت
اما شايد نعمات بيشماري ديگر جايگزين كرد مانند مادري صبور و با درايت و دوستان خوب و اهل
هميشه مي گويد: ای كاش كسي مثل خودمان در زماني كه به مدرسه مي رفتيم وجود ميداشت تا شايد الگويي مناسب مي بود كه من و همشاگردان با استعدادتر از خودم از آنها الگو مي گرفتيم و هدف خود را فقط قبولي امسال و رفتن به كلاس بالاتر در سال بعد تعريف نمي كرديم. شايد اگر در آن روزها افق نگاه ما به وسعت رسيدن به دانشگاه و طي مدارج علمي تا بالاترين سطح بود آمار بازمانده هاي آن همه استعداد در خط تحصيل بيشتر از آن چيزي بود كه اكنون هست. شايد اميد رسيدن به افقهاي روشنتر و البته ملموس تر، از درگير شدن زودهنگام همشاگرديها به معيشت و كار و جاماندن از تحصيل جلوگيري ميكرد. شايد اين تعداد كه شايد به لطف خدا و بدون داشتن هدف دورانگارانه به دانشگاه راه يافته اند تعدادشان دهها برابر مي بود و باز هم مي گويد كه رسالت همه آنها كه از اين گذرگاه تاريك راه به روشنايي برده اند اين است كه راه را براي ديگراني كه روزگاري خود مانند آنها بوده روشن كنند تا شايد آنها بتوانند بالاتر و جلوتر بروند و ...
بعد از قبولي در كلاسهاي مدرسه به همراه همشاگرديهاي پيش دانشگاهيش بدون داشتن ايدهاي از رفتن به دانشگاه در كنكور شركت مي كند و خوب ميداند كه امتحان را بايد با نمره خوب قبول شد و نه، به عبارت ديگر نبايد همكلاسي هايش از وي پيشي بگيرند.
دانشگاه تهران قبول ميشود در رشته زمين شناسي.
از ترس اين كه ثبت نام نشود تا وقتي كه كار ثبت نامش تمام شد باورش نميشود.
باز هم همان آش و همان كاسه!
ننگش مي آيد كه عقب بماند. امتحان پشت امتحان و هميشه خود را در صف اولين ها نگه مي دارد.
امتحاني ديگر و اين بار تخصصي تر و البته جدي تر. كنكور فوق ليسانس.
باز هم ابهام در پذيرش افغانها در كنكور. اما باز حسي اجازه نميداد كه در اين امتحان هم شركت نكند. شركت در امتحان و پيشتاز نبودن ناپذيرفتني بود.
نتيجه اما نشان ميداد كه اگر بخواهد خدا نيز نارفيقي نمي كند!
رتبه اول در گرايش پترولوژي
رتبه چهارم در گرايش زمين شناسي مهندسي
رتبه پنجم در گرايش تكتونيك
هر كدام از اين رتبه ها براي يك نفر حكم قبولي در بهترين دانشگاه در زمينه آن رشته و معافيت از سربازي و ... را داشت اما با اين كه وي به اندازه سه نفر قبولي داشت اما تا آخر سال اول نه از درس چيزي فهميد نه از دانشگاه. چرا كه دانشگاه از سويي به خاطر بخش نامه سازمان سنجش مبني بر عدم پذيرش فشار مي آورد و از سوي ديگر وزارت علوم هم مي گوید كه حق شركت نداشتيد و حالا هم بايد خودتان با هزينه بخوانيد.
بعد از يك سال قبول كردند كه مثل كنكوريهاي هر سال وي و تعداد ديگري از هموطنان كه همان معضل گريبان گيرشان شده بود را بپذيرند.
وقتي كه خيالش راحت شد باز هم به عرصه درس بازگشت و عقب ماندگي خود را سعي كرد جبران نمايد كه نتيجه اش كسب معدل الف، نمره پايان نامه عالي و چندين مقاله كنفرانسي و علمي پژوهشي شد.
بعد از اتمام تحصيل در كاشناسي ارشد اما ديگر براي مقطع بعد خبري از امتحان نبود.
با تهيه درخواستي براي وزارت علوم با توجه به شرايط علمي كه داشت توانست بعد از يك سال براي دوره دكتري در دانشگاه تربيت مدرس بورس شود.
و حالا كه باز هم شرايط امتحان و رقابت برايش فراهم است براي ترم اولش كه شاگرد اوليش محرز شده و اين داستان ادامه دارد.....
در كنار اينها در عرصه فعاليتهاي اجتماعي-فرهنگي هم هميشه سعي كرده با دوري از كج انديشان و به كمك خردمندان در حد توان و بضاعت تاثير گذار باشد.
دبيري دو دوره مجمع فرهنگي دانشجويان افغانستان (ف.د.ا) و دو سال ديگر خدمت در قالب عضو شوراي مديريت آن مجمع بخشي از تجاربش در اين حوزه است ...